..::احزاب نیوز::..

کد مطلب: ۲۵۸۰۱۴  |  تاريخ: ۱۴۰۱/۹/۲۹  |  ساعت: ۱۰ : ۳۸


رحم استیجاری ٬مشروعیت در استفاده ابزاری؟

با هنجارسازی عبور از عاطفه و مهر ومحبت در زنان و تنزل او به جنس تولید کننده ٬به نوعی هم جفا به ظرف خالق برای تجلی رحیم بودنش نسبت به مخلوق شده اشت ٬ هم به جامعه بشری که با ترویج این امر الگوی عاطفه و مهر مادری را دیگر لمس نخواهد کرد و هم زنی که محکوم به قربانی کردن مهم ترین صفت وجودیش یعنی مهر ومحبت است.

سوسن صفاوردی طاق - استفاده ابزاری  از زنان در طول تاریخ و در  غالب  تمدن های بشرجاری بوده است و  بعضا تنها شکل آن متفاوت بوده است . در این نگاه  زن بعنوان ابزاری محسوب می شده است که برای تطمیع نیازهای  جامعه نرینه باید در خدمت باشد و  زن تنها فلسفه وجودیش اینگونه تعریف می شد تا جایی که خود زنان نیز این باور را پیدا کردند . ولذا این باور تا بدانجا نهادینه شد که اگر جامعه نرینه داشتن دختر را ننگ می دانست به خود اجازه می داد او را زنده بگور کند و جنس ماده نیز از داشتن فرزند دختر تا قرنها شرمسار بود.برخی دیگر با شوهران مرده خود دفن می شدند و برخی نیز بدون پرسش می بایست به عقد کسانی در بیایند که فرد ذکور خانواده تعیین می کرد .برای حل وفصل مخاصمات و برای   کسب  جاه و مقام اورا  به هر که مصلحتشان ایجاب می کرد ٬می فروختند. در جامعه جاهلی با ظهور اسلام رسم زنده به گور کردن ودر جوامع دیگر با جنبش روشنگری ٬ زنان تا حدودی به فلسفه وجودی خویش آگاه شدند. اما این ا گاهی  اکثرا  تحت شعاع باوری که در جامعه نرینه نسبت به جنس ماده وجود داشت ٬قرار گرفته است و باور جنس ماده نسبت به خودش را شکل داده است. آنان تعریف کردند که جنس ماده چگونه بابد باشد حتی زمانی که قرار است نسبت به خود آگاه شود ٬ آگاهی از جنسی شکل گرفت ٬ که جامعه نرینه به آن مشروعیت میداد. و لذا از نقشش در خانه تا نقشش در جامعه باز تعریفی بود که به او باورانده شد .در خانه زن خوب ٬ زنی شد که از خود عبور کامل داشته باشد و وجودش را تنها در وجود خانواده ببیند. هر بلای  هم که سرش بیاید را تحمل کند  و  با تبعیت کامل از دستورات فرمانده نشان دهد که سرباز ی فداکار  برای حفظ خانواده است. در حضور اجتماعی از او خواسته شد همانند جنس نرینه رفتار کند و مهم ترین صفت وجودیش یعنی عا طفه ش را  که ضامن امنیت روانی جوامع  است ٬زیر پا بگذارد تا این حضور مشروعیت داده شود . برخی نیز  صفت زیبایی دوستی اورا در حضور با  جلوه گری  و بعضا نمایش عریان زیبای هایش  در عرصه های مختلف از هنر گرفته تا ورزش ٬تعریف کردند ٬  تا جامعه نرینه از این حضور  نیز تطمیع خود را داشته باشد . و اینگونه بود در جوامع مختلف آنچه غالبا  مد نظر قرار گرفت ٬ جنسیت او است  و نه انسانیتش .

در بحث رحم استیجاری نیز نگاه علم و فقه ظاهرا دوباره به جنس ماده و قابلیت این جنس در تولید است. علم  و فقه این جنس را کارخانه تولید فرض گرفته اند٬ که میتواند از یک طرف توانمندی علم را با در اختیار قرار دادن رحم خویش به اثبات برساند ٬  و ظاهر فقه نیز با عبور از انسانیت زن ٬ نیز  در تلاش است تا موضع غیر علمی در این رابطه  نداشته باشد . و جنبه مشروعیت فقهی  آن اینگونه تعریف میشود ٬

 چون رابطه ایی بر قرار نمی شود ٬ پس  اشکال شرعی  وجود ندارد . ظاهرا در شرع آنچه اهمیت دارد احکام جسم انسان است و نه روح و روان او ! از منظر علم هم  که جوامع نیازمند تولید نسل  هستند و علم وظیفه دارد تا به کمک این نیاز بیاید و   فرصتی را ایجاد  کند تا  با براورده کردن نیاز افرادی  که طالب فرزند هستند  ٬ به نوعی زمینه  رفع مشکل جمعیتی را  تسهیل کند و سوم  اینکه  از این طریق به رفع فقر  هم کمک میشود و زمینه  استطاعت و  رفع نیاز مادی زنانی که نیازمند پول هستن  بواسطه طالبین فرزند بر طرف میشود . نگاهی کاملا مادی بویژه به زنان !

در وهله اول همه چیز به نظر بی مشکل می آید و استفاده از قابلیت تولید در جنس ماده برای رفع موارد فوق  هم کاملا طبیعی . علم و فقه فراموش کرده اند که این کارخانه تولید مثل ٬ یک انسان است با فطرت انسانی که خالق در وجود او به ودیعه گذشته است .فطرت یک مادر . در نظام طبیعت قرار بوده است که او با مهری که نسبت به جنین در  طول نه ماه در وجودش شکل می گیرد  ٬  ناقل این مهر و محبت به مخلوقی باشد ٬ که به نوعی او خالقش است.حال با انتظار نگاه کارخانه ی  به یک زن و  فرزندی که در رحم پرورش میدهد ٬ چه انسانی  باید پا به عرصه وجود بگذارد؟ در این جریان هم مهر ومحبت مادری به کشتارگاه برده شده است و هم عاطفه ی  که یک زن باید نثار موجودی کند که پا به عرصه وجود در  این جهان میگذارد.  ظاهرا علم و فقه دست بدست هم داده اند تا زیباترین صفت جنس ماده یعنی عاطفه او به مسلخ رود .زنی که نه ماه یک جنین را حمل می کند ٬ جدای از مشکلات روحی و روانی  و جسمی که  زنان در این نه ماه  باید تحمل کنند ٬  و ظاهرا اصلا مو ضوعیت ندارد نکته وحشتناک این اجاره نگاهی است که   برای زنان ٬ کشتن عاطفه نسبت به موجودی  که در بطن خود پرورش میدهد را هنجار سازی می کند.جامعه بدون عاطفه مادری می شود ٬ جامعه ی  سراسر خشونت . آنچه امروز تجربه می کنیم محصول تحقیر عاطفه مادری و زنانگی است که جامعه بشری برای پرهیز از جنگ وخونریزی نیازمند آن بود. صفت مهر و محبت در زنان توسط خالق به نوعی ظرفی برای تجلی  مهر و محبت خداوند نسبت به مخلوق انسان بوده است.حال با هنجار سازی عبور از عاطفه و مهر ومحبت در زنان و تنزل او به جنس تولید کننده  به نوعی  هم جفا به  ظرف خالق برای تجلی رحیم بودنش نسبت به مخلوق شده اشت ٬ هم به جامعه بشری که با ترویج این امر الگوی عاطفه و مهر مادری را دیگر لمس نخواهد کرد و هم زنی که محکوم به قربانی کردن مهم ترین صفت وجودیش یعنی مهر و محبت است.
 


لينک مطلب: http://ahzabnews.ir/ NSite/FullStory/?Id=258014

چاپ خبر